خرید بک لینک

درباره سایت

22.

آخرین مطالب

امکانات وب

22 پنجشنبه هشتم تیر ۱۳۹۶ ♥ 22:42 سلام خوبین؟ ابجیشم.... ماه رمضون بود از صب یه شماره ناشناس دوبار باهام تماس گرفته بود شب خودم زنگ زدم به اون شماره تا متوجه بشم کیه وقتی گوشی رو جواب داد صدای یه پسر جون تو گوشی پیچید صدایی که بغض داشت نشناختم پرسیدم شما گفت :ابجی امیرم.... هنگ کردم کل بدنم یخ ک

برچسب: نویسنده: پارسا رستمیان تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 17:49

23 دوشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۶ ♥ 20:10 ای امیر در به درشده کجااایی قرارشد کامنت بزاری برررااامم ای بیشووور چصافط خیلییی عبضییی امیررر خداخفت نکنه خببببب دارم براات خخخخ کامنت بزاردیگه وای امیرسرم ازصبح دردمیکنه هنوزم خوب نشده خانومش نوشته.... ادامه دارد... خانومش و ابجیش •

برچسب: نویسنده: پارسا رستمیان تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 17:49

14

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۶ ♥ 6:4

قــلب من واســـه ســـــ³ــــه نفــره …

اول خـــدا…
دوم مـــادرم…
ســــوم پـــدرم….

امیــــر نیس!!!!

میدونــــید چـــرا؟!!

چــــــون اون ضـــربان قلبمـــه…!!

نباشــــهـ میمیـــــرم …. ^—^

آره اینجــــــــــوریــاس!!!!

خانومش و ابجیش •

برچسب: نویسنده: پارسا رستمیان تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 1:24

15

یکشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۶ ♥ 14:44

خانومش مینویسه

بعدازمدت ها دارمینویسم

اول ازهمه ماه مبارک رمضان روتبریک میگم به همتون

انشالله ماهی پربرکت وامیدواری باشه

تاموقع انتظار

فقط20روزمانده.........

خانومش و ابجیش •

برچسب: نویسنده: پارسا رستمیان تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 1:24

16

جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۶ ♥ 10:47

خانومش مینویسه

دیشب شب خوبی بود چرااا

خواب امیر رودیدم بعدازچندوقت لبخندشوصداشوخنده هاشوشنیدم

خوااب شیرین ترازعسل بودبرام

دلم تنگ شده برات

خانومش و ابجیش •

برچسب: نویسنده: پارسا رستمیان تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 1:24

17 جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۶ ♥ 11:7 مردان هم قلب دارن…فقط صدایش ، یواش تر از صدای قلب یک زن است!مردها هم در خلوتشان برای عشقشان گریه میکنند!شاید ندیده باشی؛اما همیشه اشک هایشان را در آلبوم دلتنگیشان قاب میکنند!هر وقت زن بودنت را میبینم؛سینه ام را به جلو میدهم ، صدایم را کلفت تر میکنم…تا مبادا…لرزش دس

برچسب: نویسنده: پارسا رستمیان تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 1:24

18

پنجشنبه یکم تیر ۱۳۹۶ ♥ 17:44

امروز یک تیرماه 1396

اممم نمیدونم چی بگم

طبق خوابی ک دیدم نمیدونم درسته یان

خب اماتوخواب خیلیی خوشحال بودم خیلییییییی

دوست دارم

خانومش و ابجیش •

برچسب: نویسنده: پارسا رستمیان تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 1:24

19 جمعه دوم تیر ۱۳۹۶ ♥ 10:37 خب یه سلام گرم بکنم بابچه های عزیز بعدازمدت هادارم دوباره مینویسم یکم حال خوشی نداشتم از نظر روحی خب دوستم که خواهر امیرگفت که چیشد اون روز ک همه چیوبرادرم فهمید گوشی روگرفت دلتنگیام گریه هام شروع شد دوباره شباگریه میکردم دیگه اخرش به هق هق می افتادم گذشت رفتم مدرسه به ا

برچسب: نویسنده: پارسا رستمیان تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 1:24

20 جمعه دوم تیر ۱۳۹۶ ♥ 12:9 به کی بگه دلم برات تنگ شده به کی بگم دارم ازدوریت میمیرم اخه میمرم میفهمییی داغونم داغووون بیا بیادلم برات تنگ شده مینویسم الان گریه میکنم بغض داره خفم میکنه امیییییییییییییییییررررررررررر خانومش و ابجیش •

برچسب: نویسنده: پارسا رستمیان تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 1:24

21 دوشنبه پنجم تیر ۱۳۹۶ ♥ 12:1 سلام خوبید؟ بلخره دلتنگیام تموم شد عزیزدلم اومد کسی که چندماه منتظرش بودم اومد 3تیرصبح رفتن به مدرسه وقتی رسیدم نفس نفس میزدم ازطرفی رفیق ابجی زهرا زنگ زد به گوشیه دوستم اول بادوستم حرف زد بعدقراربودجفتشون بهم بگن که امیرمن دیشب زنگ زده با ابجی حرف زده همین که شنیدم ک

برچسب: نویسنده: پارسا رستمیان تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 1:24

22. پنجشنبه هشتم تیر ۱۳۹۶ ♥ 22:42 سلام خوبین؟ ابجیشم.... ماه رمضون بود از صب یه شماره ناشناس دوبار باهام تماس گرفته بود شب خودم زنگ زدم به اون شماره تا متوجه بشم کیه وقتی گوشی رو جواب داد صدای یه پسر جون تو گوشی پیچید صدایی که بغض داشت نشناختم پرسیدم شما گفت :ابجی امیرم.... هنگ کردم کل بدنم یخ

برچسب: نویسنده: پارسا رستمیان تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 1:24

صفحه بندی